مدیریت دولتی 88

این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی 88 مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبائی ایجاد شده است و هدفی جز تبادل آرا و اطلاعات مدیریتی ندارد.

خلاصه فصل پنجم کتاب تئوری سازمان هچ-فن آوری
نویسنده : تشکیلات و روش ها - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩
 

 

 

 

 

فصل پنجم- فن آوری

 

 

 

کتاب : تئوری سازمان                                                 (مدرن، نمادین-تفسیری و پست مدرن)                          اثر: ماری جو هچ                                                          استاد محترم: جناب آقای دکتر رضائی منش                                                   دانشجو : ساره ابراهیمی

 

 

 

 

 

 

v     تعریف فناوری

در تئوری مدرنیست سازمان ، فناوری ، ابزار دستیابی به چیزی ( ره آورد،‌هدف یا ستاده مطلوب) است که در قالب نوعی محصول یا خدمات مفهوم سازی می شود

از این دیدگاه فناوری نوعا در قالب موارد زیر تعریف می شود :

  • اشیاء یا مصنوعات بشرساز فیزیکی از جمله محصولات ،‌ابزارها و تجهیزات مورد استفاده در تولید آنها
  • فعالیت ها یا فرایندهایی که شیوه های تولید را در بردارند.
  • دانش مورد نیاز برای شکل دهی و به کارگیری تجهیزات ، ابزارها و شیوه های تولید یک ستاده خاص ( دانش، اشاره به دانش فنی دارد برای مثال چگونگی مونتاژ کردن یک اتومبیل)

 

v     مفهوم فناوری با 3 سطح تحلیل متفاوت

ü      سطح تحلیل محیطی :

با نگاهی از بیرون به سازمان ، همانطور که اقتصاددانان عموما چنین نگاهی دارند ، فناوری ابزاری است که جامعه از طریق آن برای اعضای خود چیزهایی را که نیاز دارند و مورد نیاز آنان است فراهم می کند .ازاین دیدگاه سازمان نوعی فناوری است مانند دانشگاه (ابزارعرضه آموزش عمومی )

ü      سطح تحلیل سازمانی:

با نگاهی از درون به سازمان ، با تمرکز توجه بر نحوه واقعی انجام امور و فعالیت ها ، یعنی تاکید بر شیوه ها و دانشی که از طریق آن اشیاء و مصنوعات بشرساز تولید می شوند ، مفهوم فناوری روشن تر می شود.این مفهوم سطح تحلیل سازمانی از فناوری از حوزه ساخت ، مهندسی و پژوهش در عملیات نشات می گیرد.

ü      سطح تحلیل بخش سازمانی و وظیفه ای :

برای مثال در سطح واحد ، می توانید فناوری ها را در بخش های بازاریابی ، حسابداری ، پرسنلی و... بسیاری از سازمان ها و در همه رده های مدیریت قرار دهید.

نکته : سطح تحلیل وظیفه ای، حتی تنوع بیشتری از فناوری را نشان می دهد.در این سطح بر انواع وظایفی که اعضای سازمان انجام می دهند متمرکز می شوید.

 

v     نگاه پویا به فناوری

مدل های پویا بر این نکته تاکید دارند که پدیده چگونه فعالیت می کند و مطالعات فناوری نیز به طور مشابه بر این اساس جهت داده می شوند.رایج ترین مدل پویا در تئوری مدرنیست سازمان ، مدل سیستم های باز است و این مدل درکی پایه ای از سازمان به عنوان فناوری را ارائه می  دهد.

v     سیستم باز:

سازمان مجموعه ای است  از فرایندهایی که از طریق آنها داده ها به ستاده هایی تبدیل می شوند

v     فناوری محوری

به علت پیچیدگی ناشی از سطوح تحلیل متفاوت در تئوری سازمان ، ضروری است زمانی که از فناوری صحبت می کنید ، کانون توجه خود را مشخص سازید.

برخی از فناوری ها وجود دارند که مستقیما کالا و خدماتی را که سازمان برای محیطش فراهم و تولید می کنند فناوری های دیگری وجود دارند که به طور غیرمستقیم فرآیندهای تولید را نگهداری می کنند (نظیر حسابداری، پرسنلی) و فناوری هایی که برای سازگار کردن یا انطباق سازمان با محیط ( مانند تحلیل های اقتصادی ، طرح ریزی استراتژیک ) استفاده می شوند.

برای متمایز ساختن فناوری سطح سازمان از دیگر فناوری های مورد استفاده در تولید کالاها و خدمات برای ارائه به محیط ، نظریه پردازان سازمانی از اصطلاح فناوری محوری(اصلی) استفاده می کنند

اصطلاح فناوری محوری می تواند گمراه کننده باشد.زیرا فعالیت هایی که این فناوری در بردارد ، معمولا به وسیله یکی از بخش های سازمان انجام می شود ولی برای نشان دادن فناوری کل سازمان ، همین فناوری در سطح تحلیل سازمانی استفاده می شود.چنین حالتی تحلیل های فناوری در سطح واحد و در سطح سازمان را با هم آمیخته و ابهام ایجاد می کند.

 

v     فناوری پیشرفته

بسیاری از افراد اصطلاح فناوری را با فناوری پیشرفته اشتباه می گیرند. فناوری پیشرفته برای توصیف بسیاری از جنبه های متفاوت فناوری های جدید نظیر رایانه ،‌فیبرهای نوری ، ارتباطات ماهواره ای و... مورد استفاده قرار می گیرد. گاهی اوقات به محصولاتی اشاره دارد که این فناوری ها در آن بکار می روند.

تعریفی از میلان زلنی: در حالی که فناوری در درون یک سیستم خاص طوری به کار گرفته می شود که وظایف سریعتر ، با اطمینان بیشتر ، در حجم بزرگتر با کارایی بیشتر انجام گیرند، فناوری پیشرفته نفس(خود) سازمان را تغییر می دهد. فناوری پیشرفته ماهیت وظایف و عملکرد آنها،‌روابط متقابل و ماهیت جریان های فیزیکی، اطلاعاتی و انرژی را تغییر می دهد در نهایت به چنگ آوردن فناوری پیشرفته به معنای دستیابی به سازمانه های جدید،‌وظایف جدید ،‌سبک های جدید ، فرهنگ های جدید و شیوه های جدید انجام کسب و کار است.

 

v     فناوری های تولیدی و خدماتی

سه مشخصه برای ستاده های فناوری خدماتی :

o       در لحظه ای که تولید می شوند ،‌مصرف می شوند

o       لمس پذیر و عینی نیستند.

o       در قالب موجودی انبار قابل ذخیره نیستند

با توجه به ویژگی های بالا باز هم نمی توان بین فناوری های تولید و خدمات تفاوت و مرزی قایل شد.

 

v     انواع فناوری (مدرنیست)
1. طبقه بندی وودوارد
2. طبقه بندی جیمز تامسون
3. طبقه بندی چارلز پرو

 

v     طبقه بندی وودوارد

o       سوال پژوهشی وودوارد: به هیچ وجه به فناوری مرتبط نبود . بلکه سوال این بود که چه نوع چیدمان سازمانی ،‌بالاترین سطح عملکرد را به دنبال دارد؟

o       شگفتی وودوارد: زمانی آغاز شد که فهمید هیچ نوع رابطه مشخصی بین ساختار و عملکرد وجود ندارد

o       پاسخ به شگفتی : وی شرکتها را بر اساس سطوح پیچیدگی فنی شان گروه بندی کرد(بر اساس نوع فناوری مورد استفاده)

o       نتیجه : بدین ترتیب توانست ساختار را با عملکرد مرتبط سازد . بهترین ساختار برای سازمان به نوع فناوری مورد استفاده بستگی داشت. سه محور فناوری اساسی :

  • تولید واحدی یا دسته ای کوچک
  • تولید انبوه یا دسته ای بزرگ
  • تولید فرایندی مستمر

پیچیدگی فنی : به درجه مکانیزه بودن فرآیند تولید اشاره دارد.

گونه شناسی وود وارد

3.jpg

ü      طبقه تولید واحدی و دسته ای کوچک

الف) ویژگی ها :

-         یک محصول را در یک زمان یا تعداد معدودی محصول را یک دفعه تولید می کنند(پوشاک سفارشی)

-         حجم کوچکی از محصول از ابتدا تا انتها تولید می شود.بدین ترتیب نوع کار کارکنان بسته به مرحله فرآیند تولید که مواد در ان در حال پردازش هستند متغیر است.کارگران در همه فرآیند تولید از ابتدا تا  انتها مشارکت می کنند و درک نسبتا کاملی از فناوری مورد استفاده دارند

ب) کاربرد:

این فناوری زمانی که حیطه کنترل کوچکتر و سطوح مدیریت کمتر داشته و سیستم تصمیم گیری غیرمتمرکزی را دارا باشند موفقترند.

ü      فناوری تولید انبوه یا دسته ای بزرگ

الف) ویژگی ها :

حجم زیادی از محصولات هم شکل و یکسان را با استفاده از رویه های کاری بسیار تکراری و معمولا مکانیزه تولید می کنند . این فناوری ها مستلزم تجزیه کلیت فرآیند تولید به گامهای مشخص و مجزاست.(خط مونتاژ اتومبیل).در این فناوری کارگران همواره مجموعه ای وظایف خاص را که در تولید ستاده نقش دارد ایفا می کنند.

ب) کاربرد:

این فناوری زمانی که مدیران حیطه کنترل وسیع تر داشته و دارای تصمیم گیری متمرکز هستند موفق تراست.

 

ü      تولید مستمر

الف) ویژگی ها :

تولید انبوه مجموعه ای است از وظایف مجزا که به صورت متوالی انجام می شود درحالیکه تولید به عنوان فرایندی پیوسته ، مجموعه ای از عملیات و پردازش های پیوسته به هم وابسته است که در طول یک مسیر متوالی انجام می شود.(تصفیه و پالایش نفت)

ب) کاربرد:

زمانیکه حیطه کنترل کوچکتر بوده و تصمیم گیری به صورت غیرمتمرکز انجام میگیرد

 

ü      نتیجه گیری وودوارد

وودوارد دریافت که بالاترین سطوح عملکرد در بین شرکتها زمانی تحقق می یابد که :

1.      فناوری های تولید انبوه  به شکل سازمان ماشینی اداره شوند.

2.      فناوری های تولید واحدی به شکل سازمان ارگانیک اداره شوند.

3.      تولید فرآیندی مستمر به شکل سازمان ارگانیک اداره شوند.

 

v     گونه شناسی تامسون :

جیمز تامسون پیشرفت های قابل ملاحظه ای در تئوری پردازی با در نظرگرفتن فن آوری های خدماتی و تولید در یک گونه شناسی معرفی کرد. شامل سه نوع ذیل است:

ü      فناوری های پیوسته -طولانی

ویژگی ها :

عموما در طبقه بندی تولید انبوه و فرایندی وودوارد جای میگیرند. عنوان پیوسته - طولانی به این دلیل انتخاب شده است که این فنآوری ها نوعی فناوری خطی شکل هستند که می توان گفت نهاده هایی در ابتدای فرایند وارد و محصولاتی در انتهای آن فرآیند بیرون می آیند.

ü      فناوری واسطه ای 

ویژگی ها :

مصرف کنندگان یا مشتریان را در نوعی مبادله یا معامله کنار هم قرار می دهد (مثال بانک)این فناوری با کمک به طرفین جهت قرارگرفتن کنار هم وهدایت مبادله های بین آنها غالبا بدون ملاقات همیشگی به صورت فیزیکی آنها را به هم پیوند می دهد.

ü      فناوری متمرکز

ویژگی ها :

فناورری های متمرکز مستلزم هماهنگی توانایی های تخصصی دو یا چند متخصص در تبدیل کردن یک داده منحصر به فرد به یک ستاده مشتری پسند است.

 هر استفاده از یک فناوری متمرکز مستلزم شکل دهی و به کار گیری فوری دانش تخصصی در مسائل جدید با شرایط محیطی متفاوت است.

گونه شناسی تامسون با دو بعد

 

4.jpg

v     گونه شناسی پرو

پرو بحث فناوری را از سطح تحلیل واحد مطرح کرد .دو بعد اندازه گیری پرو:

  • تغییر پذیری وظیفه (بر اساس تعداد استثنائات در رویه های استاندارد )
  • تحلیل پذیری وظیفه (تا چه حد شیوه های تحلیل شناخته شده ای هنگام مواجهه با یک استثناء وجوددارد.)

 

ماتریس گونه شناسی فناوری پرو

5.jpg

v     فناوری و ساختار اجتماعی

در مطالعات اولیه فناوری در تئوری سازمان چندین موضوع بحث برانگیز مهم در مورد ساختار اجتماعی سازمان مطرح شد . بحث در باره "خاصیت تعیین کنندگی فناوری" که به تئوری وودوارد مربوط می شود.بحث در مورد عدم اطمینان که در زمان بحث از نحوه ارتباط پیچیدگی و تغییر در محیط یک سازمان مورد بررسی قرار گرفت در تئوری پرو مد نظر است. بحث بعدی وابستگی وظیفه ای است که در مفاهیم تامسون مطرح می گردد.

ü      خاصیت تعیین کنندگی فناوری

مطالعه مهم وودوارد در کنار دیدگاههای متقاعدکننده نظریه پردازان از سازه فناوری این ایده را شکل داد که فناوری تعیین کننده بهترین نوع ساختار سازمانی است. باور به این ایده تحت عنوان " خاصیت تعیین کنندگی " شناخته می شود.

منتقدان: گروه استون اظهار کرد که همبستگی بین فناوری و ساختار اجتماعی مورد اشاره در پژوهش وودوارد ، مشروط به اندازه سازمان است.زمانی که سازمان کوچک است این ادعا صحت دارد.

ü      پیچیدگی فنی ،‌عدم اطمینان و تکراری بودن کارها

ری ها را بر اساس پیچیدگی فنی از هم متمایز کرد . او پیچیدگی فنی را به عنوان میزان کاربرد ماشین ها در فرآیند تبدیل اصلی تعریف کرد. وود وارد در زمینه رابطه پیچیدگی فنی با چیدمان های ساختاری متذکر می شود که در فناوری موجود در دوسر طیف اندازه گیری وی(فناوری واحدی و فرایندی مستمر) در ساختار های ارگانیک به بهترین نحو به کار گرفته می شود ، در حالی که فناوری های قرارگرفته در دامنه وسط طیف (تولید انبوه) با ساختار ماشینی بهتر کار می کند. تبیین وودوارد  برای ای الگو، تکراری بودن کارها در فناوری گوناگون بود.می توان گفت که فرآیندهای واحدی و مستمر با کارهای غیرتکراری سازگارند و به این ترتیب می توان بین غیرتکراری بودن کارها و پیچیدگی فنی رابطه ای را برقرار کرد.

اگرچه پرو فناوری ها را بر اساس مبنایی متفاوت نسبت به وودوارد طبقه بندی کرد ولی اهمیت تکراری بودن کارها را نیز متذکر شد. توجه پرو به غیرتکراری بودن کارها او را به تمرکز بر فناوری بعنوان عامل تعیین کننده عدم اطمینان در سازمان ها ، رهنمون کرد.بر اساس نظر پرو فناوری از طریق نوسان در کیفیت با قابلیت دسترسی نهاده ها در فرآیند تبدیل یا از طریق ماهیت متغیر خود فرآیندهای تبدیل درعدم اطمینان نقش ایفا می کند.زمانی که عدم اطمینان بالاست،‌ساختاردهی فعالیتهای سازمان دشوار می شود.

 

v     وابستگی وظیفه ای و سازو کارهای هماهنگی

تامپسون پی برد اشیایی که پردازش می شوند و یا فرآیندهای کاری یک فن آوری ممکن است چنان با هم ارتباط داشته باشند که تغییرات یا مشکلات در یک بخش از سیستم فنی بر قسمت های دیگر تاثیر گذارند.او چنین وضعیتی را به عنوان وابستگی وظیفه ای توصیف کرد. زیرا کسانی که با چنین فرآیندهای تبدیلی کار می کنند برای انجام وظایف خود به دیگران وابسته اند.تامسون  از طریق وابستگی وظیفه ای به سازو کارهای مختلف هماهنگی متمرکز شد.

 

ü      سه نوع وابستگی وظیفه ای از نظر تامسون:

  • وابستگی وظیفه ای متمرکز
  • وابستگی متوالی
  • وابستگی دوجانبه

 

ü      وابستگی وظیفه ای متمرکز :

در فناوری واسطه ای تعدادی از دفاتر یا کارکنان وظایف کاری خود را تقریبا مستقل از یکدیگر انجام می دهند تا آنجایی که جریان کار واقعی بین واحدها، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. بنابراین ارتباط مستقیم کمتری بین واحدها ضرورت می یابد. مواردی از این قبیل که در آنجا ستاده سازمان عمدتا مجموعه تلاشهای هر واحد است وابستگی وظیفه ای متمرکز نامیده می شود.

تامسون می گوید: گروههایی که با وابستگی وظیفه ای متمرکز کار می کنند، نیاز به هماهنگی کمتری دارند. هماهنگی مورد نیاز برای دستیابی به نوعی هویت سازمانی منسجم یا اطمینان از اینکه خدمات میان واحدها سازگار هستند می تواند تا حد زیادی از طریق استفاده از قواعد و رویه های استاندارد برای عملات تکراری ، محقق شود.

 

ü      وابستگی متوالی

فن آوری پیوسته - طولانی مستلزم وابستگی متمرکز و همینطور وابستگی متوالی است. برای نمونه چند خط مونتاژ می توانند در یک لحظه به شیوه ای عمل کنند که به آنها اجازه می دهد مستقل از یکدیگر فعالیت کنند طوری که خطوط مختلف از آن جهت که ستاده هایشان درون نوعی سازمان تجمیع می شود شکل متمرکز به خود می گیرند.در عین حال درون هر خط، وابستگی پیچیده تر است زیرا کارگران به هم وابسته اند.ایجاد مشکل در کار یکی منجر به ایجاد مشکل در کاردیگری است. این نوع وابستگی ،‌وابستگی متوالی نامیده می شود. در فن آوری های پیوسته طولانی ماهیت توالی وابستگی وظیفه ای نسبت به وابستگی متمرکز ،‌مستلزم طرح ریزی و زمان بندی بیشتری است.

ü      وابستگی دو جانبه

حیطه وظایف در یک فناوری متمرکز برای یک فرد برای انجام عملیات تبدیل بسیار گسترده است . طوری که نیاز به مبادله اطلاعات بین کارگران در طی انجام وظایفشان وجود دارد.تامسون این حالت را به عنوان وابستگی دو جانبه توصیف  می کند.تفاوت اصلی بین وابستگی متوالی و دو جانبه در این است که در حالی که فناوری های پیوسته - طولانی درگیر نوعی جریان های کاری است که صرفا در یک جهت حرکت می کند فناوری های متمرکز با جریان های کاری مکمل سرو کار دارند.هماهنگی وظایف محوری عملیات یک فناوری متمرکز ، مستلزم سازگاری دوجانبه افراد یا واحدهای درگیر به واسطه ماهیت متقابل وابستگی وظیفه ای انهاست.فناوری متمرکز هر سه نوع وابستگی را دارد و در نتیجه هم رویه ها و هم طرح بندی و زمانبندی و هم سازگاری دو جانبه را نیاز دارد.

v     فن آوری و پردازش اطلاعات

جی گالبرایت ؛ اظهار دارد که پیچیدگی ،‌عدم اطمینان و وابستگی متقابل خواسته هایی را بر سازمان برای پردازش اطلاعات به منظور هماهنگی فعالیت ها اعمال می کند.او ادعا می کند که این امر نوعی ارتباطات می طلبد که ساختار سازمان را شکل می دهد .عوامل فوق بار ارتباطاتی سازمان را افزایش می دهد که خود نیز شکل ساختاری را تحت تاثیر قرار می دهد.به این ترتیب فنا وری  از طریق اثرات واسطه ای آن بر ارتباطات به ساختار اجتماعی مرتبط می شود.

v     ساخت اجتماعی فناوری

 در سالهای اخیر تعدادی از نظریه پردازان سیستم های اجتماعی - فنی ، رویکرد نمادین-تفسیری را برای مطالعه فناوری پیشنهاد کرده اند که ساخت اجتماعی فناوری نامیده می شود.این نظریه پردازان مدلهای خطی نوآوری فناورانه دیدگاه مدرنیست که نوآوری ها را از طریق حرکت در طول مراحل پیش بینی علم محض تا پژوهش کاربردی ، توسعه و... و در نهایت به کارگیری ترسیم می کند ، به چالش می کشند.ساخت گرایان اجتماعی به جای این مدل های خطی مختلف، بررسی های تفصیلی از بستر احاطه کننده توسعه محصولات جدید و فناوری های آنها را مطرح می سازند. در این دیدگاه اثرات هنجار های فرهنگی، روابط اجتماعی، و اعمال قدرت بر دانش ، شیوه های طراحی  و تولید محصولات و فناوری به صورت اجتماعی تصور می شوند.مطالعاتی که در این سنت انجام می گیرد در تلاش است راههایی پیش روی نظریه پردازان قرار دهد تا از آن طریق فناوری ها به جای آن که به عنوان کاربرد های محض یافته های علمی تصور شوند سازه های ذهنی محسوب گردند.

دیدگاه های ساختارگرایان اجتماعی بر این باور استوار است که جنبه های اجتماعی و فناورانه به صورت متقابل یکدیگر را شکل می دهند.بدین ترتیب هم گروههای اجتماعی و هم فناوری ها در چیدمان مشروط ،‌مفاهیم ، فنون و چارچوبهای فناورانه مناسب شکل می گیرند. انعطاف پذیری در نحوه طراحی مصنوعات بشرساز، فرصت ایجاد گزینه هایی برای انتخاب فناوری بر اساس معیارهای غیرفنی نظیر ارزش های فرهنگی ، هنجارهای اجتماعی یا ملاحظات قدرت فراهم می کند. پژوهشگران علاقمند به ساخت اجتماعی فناوری به دو پیش فرض اساسی تکیه می کنند:

فناوری بر اساس عوامل پیچیده مختلف که جوامع ما را می سازند شکل گرفته و منعکس می شوند و همینطور فناوری ها ضرورتا نباید به شیوه ای که در عالم واقعی اند باشند.فناوری کاربرد محض علم نیست، بلکه متاثر از روابط اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و فنی است که مقدم بر ان است و ان را شکل می دهد .

 

v     درک فناوری های جدید

اگرچه نظریه پردازانی که دیدگاه ساخت اجتماعی فناوری را تصدیق می کنند، مدعی اند همانطور که جامعه بر فناوری تاثیرگذار است، فناوری نیز بر جامعه تاثیر می گذارد ولی تاکنون تاکید بر تاثیر جامعه بر فناوری بوده است . با این حال نظریه پردازان پست مدرن،‌موضوع تاثیر فناوری بر جامعه را انتخاب کرده اند.

ü      خواص فناوری جدید

فناوری جدید نقطه ورودی برای بحث درباره چگونگی ایفای نقش پست مدرنیسم در تئوری سازمان را فراهم می کند. کارل ویک معتقد است که فناوری جدید ناشی از پیشرفت در رایانه و میکروالکترونیک ها ، گونه شناسی های تئوری سازمان مدرنیست را به چالش می کشاند.ویک سه خاصیت فناوری های جدید را شناسایی می کند و ادعا دارد آنچه این نوع فناور یها را از فناوری های اولیه و کمتر پیشرفته متمایز می سازد ‌، حدی است که این فناوری ها رویدادهای احتمالی ،‌مستمر و انتزاعی را در بردارند.

ü      خاصیت اول: فناوری های احتمالی

ویک در توصیف فناوری های جدید به عنوان فناوری های احتمالی ادعا میکند که این نوع فناوری ها به طرقی نامعین کارها را انجام می دهند که عمدتا به واسطه تعاملات متراکمی است که میان عناصر آنها بروز می کند .نتیجه این پیچیدگی ان است که فناوری های جدید چیزهای غیرمنتظره ای را انجام می دهند .بدین ترتیب کنترل آنها دشوار است و می توانند شکست های غیر قابل تصوری ، نظیر انفجار کارخانه اتمی را ایجاد کنند.اگرچه رویدادهای غیرقابل انتظار در زمان استفاده از فناوری های قدیمی تر نیز رخ می دهد (انفجار دیگ های بخار) ولی فناوری های جدید از آن جهت که رویدادهایی که در آنها بروز می کند نمی توان پیش بینی کرد ، تکرار نخواهند شد و کم وبیش تصادفی به نظر می رسند نه می توان درباره آنها و نه از آنها یادبگیریم ، منحصر به فرد هستند

ü      خاصیت دوم : فناوری های مستمر

ویک ادعا می کند که فناوری های جدید مستمرند ،‌از آن جهت که خودکار هستند ، میزان خودکاری فناوری های جدید ، مقیاس پیچیدگی فنی وودوارد را کنار می گذارد . فناوری های جدید پیچیده تر از فرایندهای مستمرند که وودوارد توصیف کرده است از آن جهت که این فناوری ها کاملا خودکار هستند به جای آن که صرفا مکانیزه یا تا حدی خودکار باشند. زمانی که سیستم ها به طور کامل خودکار می شوند ، توجه از کارایی به پایایی تغییر جهت می دهد.زیرا مهمترین وظیفه برای اپراتورها حفظ تداوم کار سیستم است. در این سیستم ها، کارایی از طریق مجموعه تنظیم کننده تجهیزات کنترل می شود در حالیکه اپراتورها بر تجهیزات نظارت می کنند تا در اجرا با اشکال مواجه نشوند.یکی از جنبه های مرتبط پیوستگی فناوری های جدید آن است که به موازات مواجهه با مشکلات جدید و حل آنها ، سیستم به روز می شود و در نتیجه فناوری به طور مستمر تغییر می کند.

ü      خاصیت سوم: فناوری انتزاعی

وی استدلال می کند که به موازات افزایش پیچیدگی فنی ، دانش و نیروی کار درون ماشین ها ناپدید می شوند.بنابراین فناوری های جدید انتزاعی اند.یعنی اپراتورها نمی توانند آنچه را که انجام می دهند ببینند.بنابراین برای درک فرایندهای کاری خود باید مدل های شناختی آنچه در حال انجام است ، شکل داده و بر آنها تکیه کنند. آنگاه به دلیل اینکه با نمادهای فرآیندهای کار می کنند که در قطب مخالف فرایندهای واقعی هستند، مدل های شناختی ، آنها را در معرض درک ناصحیح و تفسیرهای چندگانه قرار می دهد.

پست مدرنیست و فناوری جدید

به گفته نظریه پرداز پست مدرن، لیوتار، مدرنیست در اثر وقوع اثرات فناوری جدید بر فرآیندهای اجتماعی وشناختی زیر سوال رفت.بر اساس این نگاه فناوری ، منشا تغییرات بنیادی در جامعه است. لیوتار معتقد است که "استیلای رایانه ها" نوعی تغییر جهت در تاکید از نتایج و اهداف عملی به ابزار تحقق آن نتایج ، به همراه می آورد.او بعدها ادعا می کند که سرمایه داری فرا-صنعتی ، ارزش های جامعه را از ارزشهایی نظیر حقیقت و عدالت به کارایی تغییر داده است.(آنچه وی آن را سهم فرهنگی فناوری می نامد) لیوتار استدلال می کند که این تغییر ارزش ، دلالت بر نوعی گذار از آنچه درست (حقیقت) است به آنچه سودمند یا ارزش بازاری تصور می شود، اشاره می کند.دانش به نوعی کالا تبدیل می شود . نه نشانه بارز ذهنی تحصیل کرده و آموزش دیده .به گفته لیوتار تفاوت بین مدرن و پست مدرن با ظهور اطلاعات کامل که فناوری رایانه به جامعه ارائه می دهد، شکل گرفته است.با وجود اطلاعات کامل هیچ مزیتی وجود ندارد که به کسب اطلاعات بیشتر قادر شد.مزیت فقط می تواند از تنظیم داده ها به شیوه های جدید ناشی شود.